الراغب الأصفهاني ( مترجم : غلامرضا خسروى حسينى )

57

المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى )

مُرَحَّل : جامه و گليمى كه تصوير شتر و كاروان در حال كوچ بر آن نقش شده است . رحم : الرَّحِم : مشيمه و بچّه دان زن . امرأة رَحُوم : زنى كه از درد مشيمه ناراحت است و شكايت دارد . واژهء - رحم - بطور استعاره در بارهء خويشاوندى و نزديكى كسانى كه قرابت نسبى دارند و از يك رحم هستند نيز به كار رفته است مىگويند - رَحِم و رُحْم . خداى تعالى گويد : ( وَ أَقْرَبَ رُحْماً - 81 / كهف ) . رَحْمَة : نرمى و نرمخويى است كه نيكى كردن به طرف مقابل را اقتضاء مىكند كه گاهى در بارهء مهربانى و نرمدلى بطور مجرّد و گاهى در معنى احسان و نيكى كردن كه مجرّد از رقّت است به كار مىرود مثل - رَحِمَ اللّهُ فلاناً - خدا او را مورد احسان و رحمت قرار دهد ( كه غالبا به صورت دعاست ) و هر گاه خداى بارى با اين واژه توصيف شود چيزى جز احسان مجرّد و بدون رقّت و رحمدلى نيست و از اين معنى روايت شده است كه : « انّ الرَّحْمةَ من اللّه إنعام و إفضال و من الآدميّين رقّةٌ و تعطُّفٌ » . ( رحمت از سوى خداوند نعمت دادن و بخشايش دادن است و از آدميان شفقت و مهربانيست ) . و هم بر اين معنى است سخن پيامبر صلّى اللّه عليه و آله در حال يادآورى از پروردگارش كه مىفرمايد : « أنّه لمَّا خَلَقَ الرَّحِمَ قال له أَنَا الرَّحْمَن و أَنْتِ الرَّحِمُ شَقَقْتُ اسمَك من اسمي فمَنْ وَصَلَكِ وَصَلْتُهُ و من قَطَعَكِ بَتَتُّه » . ( در وقت آفرينش رحم فرمود من رحمانم و تو - رحم - نامت را از اسم مشتقّ نمودم ، هر كه تو را پيوسته باشد او را پيوسته دارم و كسى كه قطع رحم كند پيوندش